أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
186
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
را نام اساف و يكى را نام نائله « 1 » ، اساف بر صورت مردى بود و نائله بر صورت زنى ، اساف بر صفا نهاده بود و نائله بر مروه ، اهل كتاب گفتند : ايشان مردى و زنى بودند در خانهء كعبه زنا كردند خداى تعالى ايشان را با سنگى گردانيد يكى را بر صفا نهادند و يكى را بر مروه تا خلقان مىبينند و از آن عبرت ميگيرند چون روزگارى برين برآمد مشركان پنداشتند كه ايشان را براى عبادت نصب كردهاند ايشان را پرستيدند و هر وقت كه سعى كردندى دست در ايشان ماليدندى و بايشان تقرّب كردندى چون اسلام آمد و خانهء كعبه را از بتان پاك كردند ايشان را نيز بشكستند آنگاه مسلمانان چون سعى ميكردند وى را كاره بودند براى آنكه مىپنداشتند كه آن سنّت جاهليّت و نهاد اهل شرك است خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت كه : صفا و مروه از جملهء اعلام و مناسك حجّ است و جاى عبادت خداى است هر كه حجّ كند و خانه را زيارت كند يعنى چون طواف كرده باشد يا طواف عمره ميان صفا و مروه وى را طواف بايد كرد و سعى ميان صفا و مروه و اگر پندارد كه بر او بزهء است از آنكه اين فعل اهل جاهليّت است بر او هيچ بزه نيست كه طواف كند و هر كه برغبت خويش خيرى كند يعنى چون از سعى فارغ شده باشد تبرّعا سعى كند خداى تعالى شكر آن فعل خير وى كند به آنكه او را از آن جزا دهد و مقدار جزا را ميداند از آنجا كه عليم است هيچ كس را در حقّ او نقصانى نيارد . سعى ميان صفا و مروه فرض است و از اركان حجّ است . از رسول خداى روايت كردهاند كه او گفت : يا ايّها الناس كتب عليكم السّعى فاسعوا ، سعى كردن بر شما نوشتهاند سعى كنيد و جابر عبد الله روايت كرد كه رسول صلى اللّه عليه و آله چون حج كرد و بصفا و مروه رسيد سعى كرد و گفت : ان الصّفا و المروة من شعائر اللّه فابدأوا بما بدأ اللّه به ، آنگه بر صفا شد و در خانه نگريد ، از عبد الله عباس روايت است كه او جمعى را ديد كه سعى ميكردند گفت : هذا ما ورّثتكم امكم امّ اسماعيل گفت : اين آنست كه مادر شما مادر اسمعيل چون تشنه شد بر كوه صفا دويد و در وادى نگريد تا كسى را بيند
--> ( 1 ) - در قاموس گفته : « و اساف ككتاب و سحاب صنم وضعه عمرو بن لحى على الصفا و نائلة على المروة و كان يذبح عليهما تجاه الكعبة ؛ أو هما : اساف بن عمرو و نائلة بنت سهل فجرا فى الكعبة فمسخا حجرين فعبدتهما قريش » .